02 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_باهار داره از راه میرسه و من هنوز هیچ غلطی نکردم :/ واقعا نمیدونم کی قراره تموم کنم درسا رو و کی قراره چندبار مرور کنم :/
03 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_چه قد حالم بدِ:/ چه قد حالِ خیلیامون بدِ:/ پس کی خوب میشه حالمون؟ :||||
04 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_جداً چرا من این همه رد داده مخم؟آخه کی شبیهِ منِ؟کی اندازه من دیوونس؟ هیشکی،مطمئناً هیشکی :/
05 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_بدم میاد از این خنده هام که هیچ وقت نمیان رو لبم :/ _وقتی عم میان رو لبم مصنوعی و حال به هم زنن :|
06 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_عاغا یکی از این فامیلای ما رفته به رحمت الهی و همه جم کردن رفتن برای مراسم و اینا :/ حالا من تو خونه بازم تنهام و دارم لذت میبرم از این آرامش :)))) ولی خب کسی نیست تو خونه هرچی میگم برام بیاره و سکوت بیش از حد هم یکم که میگذره آزارم میده :/ :(((( _اصلا تکلیفم با خودم مشخص نیس،معلوم نیس چی میخوام چی...
07 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_خیلی خوابم میومد،گفتم نیم ساعت بخوابم بعد پاشم،بیدار که شدم یه ساعت و نیمی بود که خوابیده بودم :/
08 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_واقعا چرا هیچ کاری نمیکنم و مثل احمقا فقط نشستم و تلاش بقیه رو نگاه میکنم؟ :/ _میترسم،از همه چی که قراره اتفاق بیوفته میترسم :( _امیدوارم این منِ احمق زود به خودش بیاد و به باد نده حداقل لبخند مامانو بابا رو :|
09 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_مامان نیست،بابا هم نیست،رفتن یه شهر دیگه و من عمیقاً و به طور خیلی مسخره ای دلم گرفته به خاطر یه شب نبودنشون :/ _وقتی هستن هیچ موقع باهم حرف نمیزنیم،حرف هم بزنیم خیلی کوتاه و با عصبانیت هستش،ولی وقتی از هم دوریم حتی به اندازه چن ساعت،دلمون تنگ میشه برا هم دیگه :( _البته دل من تنگ شده ها،دل اونا نمی...
010 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_ولی میدونی مشکل من دوره کنکور و سختی موقعیت و این چیزای چرت و پرت نیست،مشکل من از همون موقع تولدم شروع شد،از موقعی که مامان و بابا نه باهم حرف زدن و نه با من کسی حرف زد :(
011 - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 1:36
_جالبه که هرموقع مامان و بابا میخوان برام چیزی بخرن و پولی بدن میان باهام حرف بزنن و چیزی بپرسن :/ تو بقیه موارد همگی لال میشیم،ینی بهترِ که لال بشیم تا اینکه دعوا کنیم یا با حرفامون مغز همدیگرو بخوریم :/ _بچه ای نیارید تویِ زندگی ها،اون بچه آدمِ،عقده ای میشه،روانی میشه،حالش بد میشه از مامان و بابای...